تابستان 1404
عروسی کیانا 31 اردیبهشت بین مسابقات کیمیا بود کبمیا بطور جدی تمریناتش را شروع کرده بود، و برای دست گرمی مسابقات اسیایی که اصفهان بر میشد شرکت کرد ظرف تغذیه و اب که با خودمون می بریدیم این جوجو، یک روز اومد تو حیاط و مشخص نشد صاحبش کیه اسمش را گذاشتن پنبه، و خیلی شیطون و سرحال بود. و خودش هم یک روز پرید رفتتتت کارهای. که اون سال تابستون با توجه به شرایطی که بود انجام دادیم یک جنگ 12 روز با اسراییل و رگزهای سختی که همش با نگرانی گذاشت تولد بابای مهربون، تو هم...




